کشش به جنس مخالف

کلاس ِ معروف ِ همیشگی ِزبان  زد ِ خاص و عام ِ من ، درس این روزهاشون در موردِ غذا و جشن تولد هستش و من هم فرصت رو  غنیمت شمردم و امروز براشون یه جشن ِ تولد  سوری( صوری) رو برگزار کردم که بچه ها بتونن با لذت بردن کامل از کلاس، درسشون رو هم کامل یاد بگیرن. این کلاس ِ من امروز تنها دانش آموزاش ، یه پسر ِ کلاس  ِ اول و یه پسر ِ پنج ساله و یه دختر ِ شش ساله بودش. تو این جشن تولد بچه ها هم باید می رقصیدن ، هم بازی می کردن و هم غذا می خوردن و خلاصه کارهای زیادی رو باید انجام می دادن.

تو این بین و رقصیدن های بچه ها و بازی کردن هاشون فقط تصور این مسئله برای شما ، که چقدر این دو تا پسر سعی در برقراری ِ رابطه ی خوب با تنها دُختر ِ موجود تو کلاس داشتن ،غیر ِ قابل ِ باوره! یعنی از مسخره کردن ِ همدیگه گرفته تا تو سر و کَلّه ی هم زدن تا برای یه لحظه بیشتر هم شده بتونن توجه دختر ِ موجود در کلاس رو به خودشون جلب کنن!

من هم که این گوشه ی کلاس وایساده بودم و داشتم بهشون نگاه می کردم ، با خودم می گفتم که این چه کششی هستش که از  همین بچگی تو آدم ها وجود داره؟!

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ واقعاً همینطوره. من این جور مسائل را به وضوح در آرش هم دیدم [چشمک]

مرمر

جالبه که اینطوره. من گاهی تو رفتارهی خواهر زاده هام که نگاه می کنم به وضوح می بینم. ببین این خانوما چه مهره ماری دارن [نیشخند]

سمانه م.

کجایی پریناز؟ حالا که میشه جواب کامنت داد گذاشتی رفتی؟[چشمک]

پویا

تا دریا زیر ملافه های آبی خوابیده است تا پلک نگشوده ای تا بیدار نشده ای تا مرا نگاه نکرده ای دلباخته توام مرا بنگر چونان آسمان که دریای مرده را

پویا

تا دریا زیر ملافه های آبی خوابیده است تا پلک نگشوده ای تا بیدار نشده ای تا مرا نگاه نکرده ای دلباخته توام مرا بنگر چونان آسمان که دریای مرده را

پویا

تا دریا زیر ملافه های آبی خوابیده است تا پلک نگشوده ای تا بیدار نشده ای تا مرا نگاه نکرده ای دلباخته توام مرا بنگر چونان آسمان که دریای مرده را

پیرهن پری

:)) اینا در گیر کسب تجربه بودن آخه ، واسه بعد ها که دچار مشکل نشن :))‌

پريناز

به سمانه: سمانه جونم تا فردا غروب خونه نيستم و به كامپيوتر ِ خودم دسترسي ندارم. واسه خاطر ِ همينه كه نميام و جواب نمي دم. الان فقط سريع اومدم جوابت رو بدم برم!

فائزه

خیلی جالبه که نوشتی باید می رقصیدن!!!! شما تشویقشون نمیکردین این طوری: اوووووووووووه حالا بیا وسط ااااااااااااااا ووووووووو[چشمک] ما هم سن اینا بودیم چه میدونستیم جنسیت چیه اخه اینا چقدر فعالند[زبان]

سمانه م.

دیگه داشتم کم کم نگران میشدم هااااا[افسوس]