ذهن خرافه ساز من

طوری شده بودم که تا چند وقته پیش توی خونمون از من به عنوان یه خرافاتی به تمام عیار نام میبردن. کارهایی که انجام میدادم،‌رفتارهایی که از من سر میزد، به چیزهایی که اعتقاد داشتم ، همه یه طوری بودش که به معنای واقعی خودم هم به این که یه نوع آدم ِ‌خرافاتی هستم صحه میذاشتم!

داشتم وارد اتاقم میشدم، مثلا در اتاقم رو با دست چپ هیچ وقته هیچ وقت نمی بستم!!! یه چیزی رو زمانی که می خواستم نشون بدم ، هرگز با انگشته اشاره نشونش نمی دادم!!! به این اصل اعتقاد داشتم که انگشت اشاره تنها برای این هستش که ، انگشتمون رو بذاریم سر قبر و فاتحه بخونیم!!! به دلیل همین ، هر وقت که می خواستم به چیزی اشاره کنم انگشت کوچیکه  رو به جای انگشت اشاره استفاده می کردم!!!!

یا نه، اصلا و ابدا بعد از دیدن ماه ، تا قبل از اینکه به هفت درخت نگاه کنم به هیچ شخصی نگاه نمی کردم و ...

اگه بخوام از عقایدخرافی خودم بگم سر به آسمون میبره!!!

اما یه روز به خودم اومدم و همه رو تا حد خیلی زیادی از خودم دور کردم!!! البته نه به طور کامل.

حالا هدفم از مطرح کردن این مسئله این بود که ببینم شما میدونین خرافات از کجا میان؟!!! خرافات چرا بوجود میان؟!!! دوران کودکی ،‌تاثیری توی شکل گرفتن این خرافات تو ذهن ِ آدمیزاد داره یا نه!!!

دوست دارم هر آنچه رو که در رابطه با خرافه و خرافات می دونین بهم بگین!!!

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلامور

با دست چپ در رو نمیبندی؟ چرا؟ من چپ دستم و همه کارهام رو با دست چپ انجام میدم!!!

غرغرو

تو تهران ناچارا چرا ولي مزه نميده ولي رشت حتما حتمااا مژده هر كاريم كنن از جاي ديگه نميخرم. عاشق جمع و جريو اين كه هر چي ميخواي داره و مهرشم .و تا حالا نشده يه كتاب همينجوري انتخاب كنم اونجا و بد از اب در بياد. همش عالي بوده . واسه همين ديگه شده يكي از اعتقاداتتم كه بهترين كتاب از مژده خريداري ميشه

غرغرو

ااا؟ تا حالا نرفتم تابستون اگه يام حتما بايد برم به امتحانش ميارزه . تقريبا كجان؟ راهنماهاي خوبي داره؟

غرغرو

[نیشخند][نیشخند] اخ جون بحث اقاي مسن كتاب .مررررررررسيييييييي پريناز جونم به خاطر معرفيت .[قلب][ماچ]

تازه وارد

چه اعتقادات جالب وعجیبی داری!ولی من اصلاخرافاتی نیستم فکر میکنم یه جورایی به انرژیهای مثبت ومنفی ارتباط داشته باشه.چون باورهای آدما باعث بسیاری از اتفاقات میشه.یادم میاد نوجوون که بودم تو خونمون یه پارچ بلورداشتیم هروقت این پارچودستم میگرفتم میترسیدم دسته ش کنده بشه!!!!عاقبت هم همینطورشد!!![تعجب]یه بار که پارچ دستم بود یهو دیدم خودپارچ کف اطاقه و دسته اش تودست من[قهقهه][تعجب]

HoDa

والله من خودم هم یه جورایی خرافاتی هستم اما نه به این شدت! مثلاً من هر وقت از یه چیزی تعریف می کنم یا کسی از چیزی که من دوستش دارم تعریف می کنه باید از پشت کوه هم که شده یه تیکه تخته پیدا کنم بزنم بهش! یا یه سری چیزای دیگه که الان تو ذهنم نیست! ولی اینکه منشا این خرافات کجاست نمی دونم! (در مورد این به تخته زدن، اروپایی ها هم این رسم رو دارن... انگلیسی ها می گن فرشته ها توی چوب درختان زندگی می کنن و وقتی به چوب می زنی میان بیرون و ازت مواظبت می کنن!!) . . راستی! انگشت سبابه همون انگشت اشاره است!!!

دختر نارنج و ترنج

ووووی چه سوال سختی!! راستش منم ماه نو رو که می بینم به چراغ نگاه می کنم اما اعتقاد سختی ندارم! فقط همینجوری این کار رو می کنم.. تا دل مامانم خوش باشه. خرافات تا این حدی که تو گفتی برام ناشناخته بود.. باید بیشتر فکر کنم!!!‌ اما اگه چیزی یادم بیاد و به نتیجه ای برسم حتما میام و میگم..

ژاله

خرافات بیشتر از وسواس فکر نشات میگیره!! یه چیزی که قدیمیا می گفتن ما هم از ترس این که مبادا درست باشه نمی خوایم اونو تغییر بدیم!

حامد

حقیقتش من کلا با خرافات و اینجور حرفا مخالفم ... یعنی به نظر من این یه نوع توهم و فکر و خیال بیخوده که همه چیزش بستگی به خود فرد داره که میتونه باهاش مقابله کنه.[چشمک]

√ღیادداشت های خانوم فـــ ღ

یه سری از خرافات ها واقن تو ذهن ادم ملکه شده ولی از یه سریهاشم می شه فرار کرد............ هر چیزی رو که بهش اعتقاد داشته باشی پیش یم یاد چه خوب چه بد..... حالا اسمشو گذاشتن خرافات