آزادی از نوع نوجوانانه

تصور کنین!

یه دختر بچه ی پولدار پونزده ساله  هستین که تو یه خونواده ی مذهبی در حال بزرگ شدنین! تو مدرسه ای هم درس می خونین که تمومی بچه هاش هم از خونواده های پولدار هستن. همکلاسی هات اکثریتشون آزادی هایی از قبیل آرایش کردن، ابرو برداشتن،‌دوست از جنس مخالف داشتن و خیلی چیزهای دیگه دارن و تو به سبب زندگی تو خانوادت از اون آزادی ها برخوردار نیستی و یه طوری حس می کنی بین دوستات کم آوردی.

برای از بین بردن اون کمبود چی کار می کنی؟!!!!

/ 27 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غرغرو

اره ديگه اخه من تنبلم.ولي هر كاره ديگه اي ميخواستم بكنم اول اعصابم بيشتر خرد ميشد.

نازگل

سلام عزیز دلممممممممممممممم[ماچ]اگه دوست داشتی ایدیتو بزار تو نظر خصوصی منم میزارم باهات چت کنم بیشتر با خواهر جونیم آشنا شم بخدا خیلی دلم می خواهد[ماچ][گل]

نازگل

سلام خانمی مرسی بهم سر زدییی[پلک]هنوز فرصت نکردم وبتو بخونم ایشالا می خونم میام نظر میدم[قلب]در این مورد من خودم تقریبا مذهبی و محجبه ام کلا نظر خاصی نمی تونم بدم اما اگر ادم خودش راهش انتخاب کن و زور بالای سرش نباشه و با عشق و مطالعه عمیق به اون راه رسیده باشه هیچوقت خودش با دیگران مقایسه نمی کنه که بخواهد اینجوری تحت فشار قرار بگیره/خوب باشی[گل]

غرغرو

راستی یه خواهش بکنم؟؟؟؟؟ موضوع اون match point & atonement چيه.؟ [من نبودم]

غرغرو

[ماچ][ماچ][ماچ]100 تا مرسییییییییییییییی

نازگل

آره خانمی جا شما خالی؟شما نمیایین؟من تا حالا کنسرت نرفتم اما چون با اهنگاش خاطره داشتم دیگه تصمیم گرفتیم با شوهر بریم[زبان]

√یادداشت های خانوم فـــ

بستگی به خود فرد داره..... اگه براش خیلی مهم باشه که حتما باید دوست پسر و اینا داشته باشه حقشه که این مکافات ها سرش بیاد. پس اعتقادش فقط از خونواده اش بهش ارث رسیده و خودش بهش اعتقادی نداره. بعد این روزا اگه به کاری که انجام می دی اعتماد به نفس داشته باشی هیچ کسی جرئت نداری بهت حرفی بزنــــــــــه.

دختر نارنج و ترنج

چه سوال سختی!!! بچه پونزده ساله قاعدتا خودش رو به آب و آتیش می زنه برای به دست آوردن اون آزادی ها (البته بستگی به تربیت و اینا هم داره) اما بعد که بزرگ تر بشه می فهمه که بعضی محدودیت ها همچین هم بد نیست.....

نقش ونگار

من نقش ونگار در هر حال بی عرضم. دق می کنم نه عرضه هیچ کار دیکه ای ازم بر نمیاد از ترس چرا برا هم کلاسی هم شاید خالی بستم بعد هم لو رفتم.

با این آب و هوائی که داشتیم حس بیرون رفتن نبود.. چه برسه به دریا [پلک][زبان]