لاک پشت های خلاق ِ من

یک عدد لاک پشتی که داشتیم به دو عدد تبدیل شده است و هر لحظه شیرین کاری ِ جدیدی از این دو سر می زند و در نوع ِ خود به پدیده ای تبدیل شده اند بس دیدنی.

برای پیدا کردن راه های فرار، یکی در سمت راست ِ تُنگ ِ شیشه ای و دیگری در سمت ِ چپ ِ تنگ شیشه ای ای در حالی که بینی های خودشان را به شیشه چسبانده اند، به فکر می پردازند.

بعد از چند دقیقه می بینیم که یکی همانجا در سر ِ جایش می ماند و دیگری می آید و به روی دوش ِ دیگری سوار می شود و بعد از آن هر دو با هم به داخل ِ آب می افتند.

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
HoDa

ای جان!! من هر سال می گم دو تا از این لاک پشت ها می خرم، هی نمی شه امسال دیگه می خرم :)

حامد

من قربون اون لاکا پوشتا برم [نیشخند][نیشخند] به صاحبشون رفتن دیگه[خنده][چشمک]

دختر نارنج و ترنج

آخی... منم پارسال دو تا داشتم همینجوری بودن.. خیلی بانمکن!!!! براشون غذا می گذاری؟ کاهو و اسفناج دوست دارن. در ضمن آفتاب رو فراموش نکن!!! نباید سردشون بشه... اینا گرمسیرین. مواظبشون باش...

فائزه

منم لاک پشت خیلی دوست دارم . عکسشون رو بذار این مامانی ها رو

من

تنها کسانی ما را میرنجانند٬ که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند. از وب عروسک پیدات کردم

آرش

سلام... جالب بود... ولي خوشم اومد ازين جمله: فاخته باید بخواند،مهم نیست که نیمه شب است

سمانه م.

خیلی بی رحمی پرینااااااااااااااز [عصبانی] [چشمک]

عالیه

ای جااااااااااااااااااااااان! پریناز! لاک پشت داری؟ [ماچ]