قربون حواس ِ جمعت بشم خواهر!!!!

فکر میکنین حواس ِ پرت به چه نوع حواسی گفته میشه؟!

حواسی که بره مغازه خرید کنه و زمانی که  داره میاد از مغازه بیرون یادش بره پول رو حساب کنه یا نه اصلا یادش بره وسیلش رو از فروشنده بگیره؟

حواسی که با ماشین خودش بره سره کار و زمان برگشتن به خونه یادش بره که با ماشین خودش رفته و با پای پیاده برگرده خونه و بعد از اومدن به خونه پلیس رو برای دزدیده شدن ماشینش خبر کنه؟

یا نه حواسی که مثلا بخواد حواس جمعی خودش رو نشون بده و برای برداشتن گوشی جامونده تو خونه سه طبقه رو بیاد بالا و بعد از اون زمان برگشتن به طبقه ی همکف ، از نو یادش بیاد که زمان برداشتن موبایل از خونه سوئیچ رو جا گذاشته؟

نه دیگه ! هیچ کدومتون باهوش نبودین و نتونستین جواب درست رو بدین.

حواس ِ پرت به حواس خواهر ِ بنده میگن که بعد از تموم شدن ِ کارش با خانوم دکتر و نشون دادن تمامی نقشه ها به ایشون ، پرونده ی مریض های ایشون رو هم در لابه لای کاغذهای خودش میذاره و د ِ برو که رفتیم!!!

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانوم زيگزاگ

[خنده] خوبه هر چند وقت یه بار بهمون اینجوری امیدواری بده!!!!!

حامد

[تعجب]نکنه اون فلاش من هم تو وسایل ابجی خانومه [نیشخند][ابرو] بهش بگو یکم بگرده [هورا]

عالیه

[خنده]))))))))))) خیلی باحال بود پریناز!!! کلی خندیدم! ولی به قول سمانه به خواهرت نخندیدما! داریم با هم می خندیم! چون می گن: به هم نخندید با هم بخندید!![نیشخند][خنده]

نقش ونگار

نه بابا مشغول بد اخلاقی و داد و بی داده؟

اتوپیا

چه با نمک ... بعدش چیکار کرد ؟!....[شرمنده][قهقهه]

مهر جنوب

سلام بارانوئیدها از کجا امده اند.در مهر جنوب منتظرتان می مانم.

مهر جنوب

سلام بارانوئیدها از کجا امده اند.در مهر جنوب منتظرتان می مانم.

دختر نارنج و ترنج

بابا دم خواهرت گرم! خواهر من هم همینجوریه.. مثلا رختخواب رو می بره بذاره توی یخچال و عوضش قرص هاش رو می گذاره توی کفشش!!!! فکر کنم عاشق شدن! باید یه فکری به حالشون بکنیم!!!!

نیلوفر

شاید عاشق شده [سوال] مشکوکه ها !!!