زیر آب زنی

بچه که بودم یه زیر آب زنه به تمام معنا بودم. تموم کارهایی که می دونستم از نظر دیگران بده و دوست های هم سن و سالم انجامش میدادن سریع می رفتم و کف دست بزرگتشون میذاشتم! مثلا یه دفعه یه دوستی داشتم تو دوران دبستان که برای یه دفعه ریاضیش رو پاک نویس نکرده بودو سر کلاس در حال انجام دادنش بود! من هم از فرصت استفاده کردم و سریع کف دست خانوم معلممون گذاشتم!

از این نمونه ها زیاد دارم. اما قصد من یه چیز دیگست! میخوام نظرتون رو در رابطه با زیر آب زنی بدونم.

بذارین یه مثال براتون بیارم.

تصور کنین شما یه خواهر دارین که  سوم راهنماییه و  تو اوج بچه بودن خودش با پسری دوست میشه! شما  به تنهایی به این رابطه پی میبرین. خونواده ی شما هم یه خونواده ی تعصبیه! شما به عنوان یه بزرگتر ِ این بچه سعی میکنین برین زیر آبش رو بزنین و برین به خونواده بگین یا خودتون یه طوری موضوع رو حل میکنین؟!

لطفا صادقانه نظراتتون رو بگین!!!! دور از ایده آل نگری !

/ 28 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیرهن پری

نه آخه تعصب خونواده از چیه ؟!! از اینه که یه سری تفکراتی دارن که ناشی میشه از جامعه ای که قبلن توش بودن و چیزهایی که خودشون ساختن برای خودشون خیلی وقتها .ولی الان جو جامعه همونطوریه که اون موقع ها بوده ؟!!و ما آدمای این نسل هم باید همون راهی رو بریم که اونها رفتن ؟!‌!

پیرهن پری

نه آخه تعصب خونواده از چیه ؟!! از اینه که یه سری تفکراتی دارن که ناشی میشه از جامعه ای که قبلن توش بودن و چیزهایی که خودشون ساختن برای خودشون خیلی وقتها .ولی الان جو جامعه همونطوریه که اون موقع ها بوده ؟!!و ما آدمای این نسل هم باید همون راهی رو بریم که اونها رفتن ؟!‌!

پیرهن پری

کلی تایپ کردم اما یه هو نصفه نیمه پرید :( حالا دوباره تایپ میکنم :دی ...................................... این تعصب خیلی از خونواده ها از جامعه ای که قبلن توش زندگی میکردن ناشی میشه و از یه سری قانون هایی که خیلی وقتها درست نیستن . حالا ما آدمایی که مال نسل آی بعد از اونها هستیم که نباید بریم به راه اونا و قانون های اونا رو قبول کنیم . و اینکه حالا چون گفتی اگر تعصب خونواده به من سرایت کرده بود هم این کار رو میکردم ؟! آره ، چون اولن اگه من میرفتم و این قضیه رو میگفتم نه اینکه کار رو بهتر میکردم ،بلکه یه جورایی خونواده رو به کل بدبین میکردم نسبت به همه چی ؟!! شاید نسبت به خودم حتا ، اینجور وقتها خونواده ها سعی میکنن بیشتر سخت گیری کنن و عواقبی که بعدش داره خیلی بده . خواهرم خیلی لطمه میخوره و از کجا معلوم که اشتباه های دیگه ای رو تکرار نکنه ؟!! اون موقع دیگه کاری از دست من بر میآد ؟!!‌نه ، چون کاملن نسبت به من بی اعتماد شده . نمیدونم تونستم جوابتو بدم یا نه :دی

پیرهن پری

و در مورد طراحی اتاقت :دی من هنوز درسای اختصاصیم رو شرو نکردم که :دی ولی اگه خیلی حیاتیه من در خدمتم [زبان]

عالیه

به به!!! خب، می گفتی!! بقیه شو بگو!!!!!!! * من مطوئنا به خونواده ام چیزی نمی گفتم و سعی می کردم طوری رفتار کنم که خواهرم تو این مورد بیاد هر چیزی که اتفاق میفته یا مسائل مربوط به رابطه شو راحت به من بگه. خودم سعی می کردم کنترل کنم اوضاع رو. نمی شه جلوی بچه ها رو گرفت تو این سن. این مسائل واسشون تجربه است. البته در نظر بگیر که من از خواهر فرضی ام مطمئنم و می دونم پاش رو فراتر از گلیمش نمی ذاره!! و سعی می کردم با دوست پسرش آشنا شم. واقعا این جوری می بودم! چون در مورد داداش کوچیک ترم همین طوری بودم.

عالیه

خونواده خیر بچه ها شو می خواد. اما گاهی اوقات رفتارشون ممکنه باعث بد شدن اوضاع بشه. مخصوصا اون خونواده ای که تو مثال زدی دیگه واویلااااا، واویلااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!![ساکت] [نیشخند] حالا خواهرم شانس آورده یه روشنفکر تو خونواده هست[نیشخند][چشمک][خنده] (زیادی همذات پنداری کردم!! منو بیدارم کن پریناز!!! ) [نیشخند]

دختر نارنج و ترنج

فقط یه بار یه همچین کاری کردم و تا الان برام یه کابوس نابخشودنی شده!!! به نظرم این کار زشت رو بزرگ تر ها به بچه ها یاد می دن (البته بی ادبی نشه.. منظور بدی ندارم! اما نمونه ش رو دیدم...)

هیم

من میرفتم ببینم پسره برادر بزرگتر از خودش هم داره یا نه .. اگه داشت باهاش دوست میشدم . بله! اینجوری چهارنفری میرفتیم بیرون . بیشتر خوش میگذشت.

باران

آره اجازه می دادم. فقط به شرطی که خواهرم با وعده ی ازدواج گول نخورده باشه... ارتباط داشته باشه خب. چه اشکالی داره؟ هر آدم سالمی به ارتباط ج ن س ی نیاز داره... ولی تاکید می کنم به شرطی که بدونه اون پسره قرار نیست باهاش بمونه....

نقش ونگار

سلام من نه حلش میکردم نه به کسی می گفتم. کاری نداشتم فقط اطمینانش را جلب می کردم .که وقتی بهم زد یکی را داشته باشه حرفهاش را بزنه . چون حلش که نمی توانستم بکنم بد تر جریش میکردم.