سوتی عظیم

ای داد از اون روزی که نخواد روزت باشه و جلوی هزار و یک نفر سوتی هایی از قبیل افتادن روی زمین رو بدی! امروز عصر از اون روزها بود واسم! یعنی بگم سه یا چهار بار در حال با کله زمین خوردن تو خیابون بودم دروغ نگفتم  اونم وسط جمعیت!!!! حالا اگه میفتادم که خوب بود، نیفتادنم بدتر از افتادن بود! یعنی لیز می خوردم و با حرکات آکروباتیک خودم رو کنترل می کردم.

افتادن رو زمین حداقل باعث این میشه بهت نخندن و دلشون برات بسوزه ولی این نیفتادنم و کنترل کردن خودم تو این جور مواقع باعث به وجود اومدن صحنه هایی بس خنده دار تر از افتادن میشد .

راستی شما اگه تو همچین موقعیت هایی گیر بیفتین چی کار می کنین! شما هم شروع می کنین به خندیدن یا نه عصبانی میشین از دست مردم و یا نه اصلا خودتون رو میزنین به کوچه ی علی چپ که مثلا اتفاقی نیفتاده و راحتون رو ادامه میدین؟

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غرغرو

من خودم میزنم به کوچه علی چپ و سوت زنان دور میشم[هورا]

نقش ونگار

سلام من ول خندم . یعنی اول خودم می خندم تا دیگران هم انرژپی ها را آزاد کنند. زمین خوردن برا خندیدن خوبه مگه کاربرد دیگه ای هم داره؟ کفشهات احتمالا کفشات لیزه .ها حتما پاشنه بلند پوشیدی مثل من بلد نیستی راه بزی باهاشون.

تازه وارد

من وقتی یه همچی حالتی برام اتفاق میفته فوری خودموجمع وجور میکنم وبدون اینکه به اطراف یا مردم نگا کنم مثلا لباسامومیتکونم یا چیزایی که تودستمه مرتب می کنم ولی زیرچشمی نگاه میکنم که اون آدمایی که دورو برم بودن واحیاناشاهدسوتیم بودن که رد شدند راست راست مثل آدما راه می افتم [تایید]اصلا انگارنه انگارکه اینجا اتفاقی افتاده[دست]

HoDa

من خودم از همه بیشتر می خندم!!! یه دفعه داشتم با دوستم از خیابون رد می دم... یه نفس هم حرف می زدیم... اومدم از جوب رد بشم، یه پام رو گذاشتم اونور جوب، اون یکی نمی دونم چی شد، رفت توی جوب!! نتیجه هم اینکه بنده کله پا شدم توی جوب که خدا رو شکر خالی بود! یه عده پسر هم وایستاده بودن... ولی بیچاره ها هی خودشون رو کنترل کردن نخندن! بعد من خودم از شدت خنده نمی تونستم از جام بلند بشم!!! دوستم هم به همچنین! آخرش یکی از همون پسرا اومد از تو جوب درم آورد!! ولی دسته جمعی کلی خندیدیم با هم!!!

HoDa

در رابطه با راستای اون مبحث کفش هم هویجوری گفتم بگم که من با پاشنه 10 سانتی راحت تر راه می رم تا از این کفش سوسولی ها که سرش یا گرده، یا تیزه یا کفِش رو سمباده برق انداختن!! والا!!! امان از این مد!!

حامد

چون من داشتم از نزدیک این اتفاق ها رو میدیدم یه جورائی مثل تو بودم و سعی میکردم خودمو بزنم به کوچه علی چپ.... ولی اگه میون بچه ها بیفتم خودم مثل بقیه میخندم تا ضایع نشم[نگران]

سیروس

ها ها من از پله های طبقه دو دانشگاه تو اوج شلوغی لیز خوردم کف سالن طبقه اول [ناراحت]خدا رو شکر جاییم نشکست ولی کبودی داشتم [هیپنوتیزم] ها ها جلو دخترای که بهشو محل نمی دادم [نیشخند]کلی جماعت بهم خندید دلم میخواست کله ی همه رو بکنم [فرشته]

غزل بانو

زیاد خودتو ناراحت نکن من هفته پیش وسط یکی از خیابانهای تهران تمام قد با صورت خوردم زمین وککم نگزید

عالیه

من می خندم!![قهقهه] البته بعضی وقتا هم خنده نداره واسم! [نگران] اصلا واسم مهم نیس! خب افتادم دیگه!![نیشخند] ولی از این حرصم می گیره که یکی که باهاته فکر می کنه تو ضایع شدی!!! یه دفعه با مبارکه داشتیم بدمینتون بازی می کردیم. من هم که با تمام قوا بازی می کنم[نیشخند]همچین دویدم که به توپ برسم ... ولو شدم رو زمین!! حتی زانوی شلوارم هم پاره شد! واسم زیاد مهم نبود که افتادم. اولش خندیدم. ولی خب زیاد هم خنده دار نبود!اما مبارکه تا یه هفته خندید و گفت: آخی! عیب نداره!!!!![ابرو] آی حرصم می گرفت از این کارش!!!![خنثی][کلافه][نیشخند]

دختر نارنج و ترنج

راستش یه بار وسط خیابون سینما سعدی شیراز وسط برفا تالاپی افتادم زمین خودم که از خنده نمی تونستم بلند شم، خواهرم هم بدتر از من بسکه می خندید نمی تونست منو بلند کنه.... اما وقتی دیگرون می افتن نمی خندم! دلم خیلی می سوزه.... مخصوصا آدمای مسن....